من ...تو ...بارون  قسمت ۳

خطاب به راننده تاکسی آقا من میرم فلان جا  ...  سوار شین ... به خودم گفتم میرم خونه میگیرم تا ظهر می خوابم

توی راه :

    ای خدااااا   این دیگه کی بود مثل عجل معلق جلوم سبز شد اون موقع که میخواستم ببینمش نبودش حالا که نمیخوام جلوم ظاهر شده   یه نیم نیگاه به اون....  اوه یا خدا چرا این این جور شده شاید خودش نیست چرا خودشه

بازم من رفتم توی فکر!!!! نه فکر نکن

 دیدی تازه چقد بهت خوش گذشته بود نریزش بهم ول کن بیخیال شو

آخه این چرا باید امروز جلوی من سبز بشه این لعنتی اونم الان که من اینقده خوشحالم