فریاد بهتر زیستن

 

اشکم ، ولی به پای عزیزان چکیده ام

خارم ، ولی به سایه گل آرمیده ام

 

با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق

همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

 

من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش

از دیگران حدیث جوانی شنیده ام

 

موی سپید را فلکم را یگان نداد

این رشته را به نقد جوانی خریده ام

 

ای سرو پای بسته به آزادگی مناز

آزاده منم ، که از همه عالم بریده ام

 

رهی معیری