تو با نگاهت
تو با طلوع نگاهت
تو با فروغ درخشان چشمانت
که اوج تمامی آبشاران است
مرا بسوی خود میخوانی
* * * *
تو در رویاهای شبانه
برمن ظاهر میشوی
* * * *
و من که در نهایت شب
ودر انتهای پنجرهای که به ظلمت باز میشود
به انتظار روز نشسته ام
تو رامیجویم
ونگاهت را که طلوع خورشید است.

|